فراموش کردم
رتبه کلی: 242


درباره من

مـن عاشق هَوس های عاشقانـه اَم...


مَـن عاشق گـُناه دوست داشتـنَم


دَستهایَت را بـه مـن بده


بـه جَهنَم کـه مَرا بـه جَهنَم مـــی بَرند


بـه خاطر عِشقبازی با خیالِ تو


تو خودِ "بـهشتــی "
...........................................
میترسم بمیرم غم بی پدر بمونه

............................................

باز دلم هوای اغوشتو کرده


ولی حیف...


حیف که تنها باشم نصیبم میشودبرای بغل کردن
................................................
چه قدر سخته دستای کسی رو که دوستش داری


تو دستای یکی دیگه ببینی و...


هیچی نتونی بگی ، جز این که بگی :


آهــآی غریــبه...


مواظب عشقم باش...
..................................
نقاشی اش افتضاح بود

.....ولی......

خوب راهش راکشید ورفت
..................................
دلم کمی مرگ میخواهد

دلم کمی هوا میخواهد

هوای ابری که مه اش دود سیگارم باشد

دلم کنج کافه ای میخواهد و کمی تنهایی

کمی خلوت

کمی سکوت

کمی تاریکی و بی کسی

کمی مغز خالی

دلم کمی من را میخواهد

شاید هم کمی مرگ
علی همراهی1 (aliila )    

کارو: وصیت نامه کفر نامه

درج شده در تاریخ ۹۰/۰۹/۲۵ ساعت 01:19 بازدید کل: 998 بازدید امروز: 1 0 می‌پسندم  
 

 

وصیت نامه:

می دانم پس از مرگم ثروتمندی ، از میان ثروتمندان شهر ما پیدا خواهد شد که لاشه مرا بخاطر اضافه کردن شهرتی بر شهرتهای کذائی خود، به خاک بسپارد....
...اما نه ! ثروتمندان محترم!؟... لطفا مرا با پول خود ، به خاک نسپارید!... لاشه مرا با کارد آشپزخانه ی رنگ و رو رفته مان، که قلمتراش مداد شبهای نویسندگی من است، در هم بدرید! و پاره های سرگردان لاشه ی مرا در پست ترین نقاط شهر، به سگها بسپارید ...! من می خواهم ، از لاشه من ، چندین سگ گرسنه سیر شود... شما آدمکهای کمتر از سگ ، که هیچ انسان گرسنه ای از درگاهتان سیر نشد!...
من میمیرم ... اما مرگ من ، مرگ زندگی من نیست! مرگ من ، انتقامی است که زندگی من ، از جعل کننده ی نام خودش می گیرد؟. من میمیرم تا زندگی زیر دست و پای مرگ نمیرد!... مرگ من، عصیان یک زندگی است که نمی خواهد بمیرد...!

_________________________________________________________________________________________________

شبی در حال مستی تکیه بر جای خدا کردم:

شبی در حال  مستی تکیه بر جای خدا کردم

نمی دانم کجا بودم چه ها کردم چه ها کردم

در آن لمحه ز مستی حال گردان شد

خدا دیدم وجودم محو وگریان شد

بخود فائق شدم مستی ز سر رفت

غرور آمد دلم از حد کم رست

خدا دیدم خودم را بندگی کو؟

کجا شد جبر و سختی بی خودی کو؟

زدم حکمی که لیلی کو ومجنون؟

زدم حکمی کجا شد جنگ وکو خون؟

چو مستی دست در جای خدا زد

به چنگیزان ونامردان قفا زد

به لیلی حکم عشق دائمی داد

به شیرین حق خوب زندگی داد

به مجنون آتشی از جنس دم داد

به فرهاد اهرمی کو هان شکن داد

چرا لیلی ومجنون باز مانند؟

چرا فرهاد از شیرین برانند؟

چرا وقتی که من مست وخدایم

چنان باشم که گویندم گدایم؟

در آن حالت که پیمانه پرم بود

شرابم همدم ودل ساغرم بود

من مست و خراب حالا خدایم

ز ضعف و هجرو غم ، حالا جدایم

به پیران وقت پیری می دهم جان

جوانان در جوانی قوت ونانپ

چرا آهو ز مادر باز ماند؟

چرا فرزند صیادش بنالد؟

چراها و چراها و چراها

شب قدرت گذشت وآرزوها

بسختی قامتم را راست کردم

گلوی خشک خود را صاف کردم

کنار بسترم پیمانه ای پر

ولی جیبم تهی از سکه ودر

شراب از سر برفته بی تا مل

نمی یابم اثر از تاج واز گل

همان مست ورهای رو سیاهم

غلط کردم که پی بردم خدایم!

___________________________________________________________________________________

سکوت سرد:

دوش مست و بیخبر بگذشتم از ویرانه ای
در سیاهی شب ، چشم مستم خیره شد بر خانه ای

 
چون نگه کردم درون خانه از اون پنجره
صحنه ای دیدم که قلبم سوخت چون جانانه ای

  
کودکی از سوز سرما میزند دندان به هم
مردکی کور و فلج افتاده ای در یک گوشه ای

  
دختری مشغول عیش و نوش با بیگانه ای
مادری مات و پریشان مانده چون دیوانه ای

  
چون که فارغ گشت از عیش و نوش آن مرد پلید
قصد رفتن کرد با حالت جانانه ای

  
دست در جیب کرد و زآن همه پول درشت
داد به دختر زآن همه پول درشت چند دانه ای

  
بر خودم لعنت فرستادم که هرشب تا سحر
میروم مست و شتابان سوی هر میخانه ای

 
من در این میخانه، آن دختر زفقر
میفروشد عصمتش را بهر نان خانه ای

 

 

 




لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
نمونه کار جدید از تابلوهای چلنیوم (آژانس تبلیغاتی زرین نگار در شهرستان میانه) درج آگهی رایگانآموزش فتوشاپ قابل توجه دانشجویان عزیز (چاپ محسن )فروش کافی نت متین با کلیه امکانات و شرایط و درآمد عالیشارژ تلفن همراه در حال راه رفتناطاعیه برای اعضای انجمن baro baxشارژ تلفن همراه در حال راه رفتنقابل توجه دانش آموزان، دانشجویان، فارغ التحصیلان، کارجویان و شاغلینپیر شدیم.....ولی بزرگ نه!
کاربران آنلاین
تاکسی بین شهری رضا- محمدی** xXx H_A_T_E xXx غمزده ی عشق عشق صورتی1910 علی پزشکی13 اریا تنها دریا آرامش مجنون دل شکسته ای که گرم شد مهزیار تابستون بی خورشید pouya maks رضارضائی mallagavar جعفر 64 نازگل من ___.RYOlY.____ ...یاسمین... میم مثل ما ALIREZA-ArdaI3ili مجید نجفلو پویا .محمدی ساااحل ooO تانیا Ooo 74 (مگه میشه باشی و تنها بمونم....) امیر عبائی خاکستر خاموش رویای آزادی __l__rOsS__l__ ساغر بهاری ____.LyOrY.____ حمیدرضا_______ ملیسا خورشیدی ** آسمان ** امیرعلی پسر مامان باباش74 فرزاد رضاقلیزاده افسرجنگ نرم سحر kgt هاکان زندگی جاری ست مبل آرال Se7en ترکمانچای گؤز یاشی سعید««« lilili Unlike Zndgby dreams overlilili ( یاور همیشه مومن ) (Dr. Aysan abidi (dental surgeon MaN Y DrDaM Rain....Man ارشیا 92 امیر طاها محسنی ılı__arna_(ılı)_boy__ılı میلاد 9 ** رضا ** علیرضا نصیرزاده امین داودی llılıl MILAD llılıll آلا گؤز* فقط احسان خواجه امیری سعید ** Arghavan TAAk مارتین جون اسدی-- شهناز محمدی ___E.R.O.R.___ T a r a n n o m LoVeR*_* GirL*_*_____LovE -_- قافلان گشت **ماتیار** lı._._CelVleterY_._.ıl IiIiI___Şoniya__Ş8___IiIiI میثم رمضانی

مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است